شهر ابدی

نگاهی گذرا به تصویر سینمایی شهر «رُم»

 

سینما می‌تواند شهری را زیبا و رویایی یا کسالت‌بار و زشت‌ ترسیم کند. این توان را دارد تا حسرت پرسه زدن در خیابان‌های شهری ناآشنا را زنده کند یا به عکس لرزه به اندام مخاطب بیاندازد. پیوند ناگسستنی شهر و سینما میزانس‌ها را می‌سازد و نوستالژی خلق می‌کند. شهر رم در سرزمین باستانی رومن‌ها با رواق‌ها و محراب‌ها و گنبدهای یکه‌اش بستری بوده برای روایت داستان سینماگران؛ تصویرها ثبت شده‌ و مانده‌اند اما هدف؛ تمیز دادن واقعیت از رویاست.
هول‌انگیزترین تصویر را روبرتو روسلینی، مبدع نئورالیسم در «رم شهر بی‌دفاع» می‌سازد. دو ماه پس از پایان جنگ و آزادی رُم به سراغ شهری می‌رود فروپاشیده و جنگ‌زده که تمام زیرساخت‌هایش ویران شده‌ است. با باقی مانده فیلم‌های خام و اتکا به داستان درگیری نیروهای گشتاپو و اعضای نهضت مقاومت اثری خلق می‌کند در عین بهره‌مندی از جنبه‌های هنری، سندیت تاریخی نیز دارد.
ویتوریو دسیکا که زمانی نقش ژیگولوهای سینمای پیش از جنگ ایتالیا را بازی می‌کرد مانند سلفش، روسلینی در «دزدان دوچرخه» تصویر متفاوتی از رم ارائه می‌دهد. سیمایی ویران و نکبت‌زده، پر از فقر و تباهی؛ شرحی غمبار و همدلانه از زندگی آدم‌هایی مطرود که هیچ‌گاه وقار و آرامش‌شان را از دست نمی‌دهند. آنتونیوی مال باخته و پسرش به خیال یافتن دوچرخه به همه جای شهر سرک می‌کشند. ترسیمی در تکمیل نئورالیسم از لایه‌های زیرین جامعه‌ای که تازه از گزند فاشیسم و جنگ رها شده است.
پازولینی هم در دومین ساخته‌اش «ماما رُما» با چنین رویکردی با رم مواجه می‌شود. هسته اولیه شهر و چشم‌انداز غریب و زیبای گذشته‌اش را به چالش می‌کشد و در نهایت تصویری ارائه می‌دهد در نفی سطحی مدرنیزاسیون. ماما رما با بازی آنا مانیانی تمثیلی می‌شود از شهری دردمند که به جبر زمانه باید خود را با آهنگ مدرنیته هماهنگ کند. حاشیه‌ها روز به روز گسترده‌تر می‌شوند و مدرنیته نفس شهری را که قدمتی چند هزارساله دارد به شمارش می‌اندازد. رم پازولینی از نشاط خالی‌ست هرچند ماما رما مدام می‌خندد و رویا می‌بافد.   
رم یک فرق اساسی با پاریس، شهر رویاها دارد و آن حضور چشم‌نواز فرهنگ عامه است.  تکه کلام‌ها و لحن و اطوار خاص ایتالیایی که بهترین نمونه‌هایش را می‌توان در آثاری که با قوائد کمدیا دلارته ساخته شده‌ دید؛ شخصیت آشنای این ژانر «توتو» است. این وجه از فرهنگ ایتالیایی در آثار دیگر سینماگران غیربومی هم مورد توجه قرار گرفته است. ویلیام وایلر در کمدی رمانتیک «تعطیلی رمی» جو برادلیِ خبرنگار را یک شبانه‌روز با پرنس آن همراه می‌کند تا حکایت شیرین لحظه‌های روزمرگی را باز گوید. وایلر مسحور جلوه تاریخی و باستانی رم شده و این را می‌توان در همان تیتراژ نخست فیلم هم دید که با افتخار اعلام می‌کند فیلم‌برداری به طور کامل در «شهر ابدی رم» انجام شده است. او همانطور که تماشاخانه باستانی کولوسئوم را نشان می‌دهد از آدم‌های کوچه و بازار هم غافل نمی‌شود.
رم مانند هر پایتخت دیگری سرشار از تناقض و تضاد و اغتشاش‌ است. «زندگی شیرین» فدریکو فلینی شمایل نابی از این نظر است. مناسبات روزمره تغییر کرده‌اند. ستاره‌ها و عکاسان سمج همه‌جا حضور دارند؛ کافه‌های جنجالی و روابط خارج از عرف و دغدغه‌هایی که در هاله‌ای از رویا و آرزو قرار گرفته‌اند. فلینی چنان گزارش صریحِ بی‌پرده و مستندواری از رسوایی و جنجال در زیر آسمان رم به لطف شخصیت مارچلو روبینی؛ ناظر همه جا حاضر محفل‌ها و سورها، ارائه می‌دهد که تنها می‌تواند دست پخت خبرنگاری کارکشته باشد. رم برای فلینی نمادی از تضاد و شلوغی بی‌دلیل است. نگاه گسترده‌ و منسجم‌تر او در دیگر ساخته‌‌اش «رم» تکمیل می‌شود. تصویری بی‌واسطه که استواری‌اش از لحن شاعرانه و رویاگونه‌ فلینی شکل می‌گیرد. قدرت کارش زمانی مشخص می‌شود که با اثر ناقص اتوره اسکولا «مردم رم» مواجه شویم. فلینی این توانایی را دارد تا آنا مانیانی را به عنوان سمبل و روح رم معرفی ‌کند کاری که اسکولا با استفانیا ساندرلی هیچ‌گاه موفق به انجامش نمی‌شود.
بروزترین تصویر مربوط به «به رم با عشقِ» وودی آلن است. شهرها با مردم و فرهنگ‌شان هویت پیدا می‌کنند و آلن این نکته را به زیرکی در پیشبرد چهار روایت موازی‌اش به کار برده؛ استفاده‌ و جای‌گذاری مناسبش از کنش‌ها و عادت‌های روزمره مردم رم مانند شلختگی و سرخوشی و توجه بیش از حد به خبرهای زرد در نزدیک شدن لحن فیلم به کمدی‌های ایتالیایی کاربرد زیادی داشته است. شهر زنده و پویاست . اثری از تصویر بی‌رُتوش سینماگران نئورالیسم ندارد اما فقر رخ عوض کرده؛ مردم مانند پیزانلو، کارمند ساده‌ای که بدون دلیل مورد توجه رسانه‌ها قرار می‌گیرد، زیر بمباران اخبار و تحلیل‌های پوشالی هستند یا آنکه نمی‌دانند چگونه استعدادشان را بروز دهند مثل سنتولی که مسئول کفن و دفن است و تنها زیر دو ش می‌تواند اپرای پالیاچی را بخواند. قاب‌های کارت‌پستالی داریوش خنجی می‌توانند هزار داستان نخوانده تعریف کنند. «به رم با عشق» اثری سفارشی‌ست که تور اروپایی وودی آلن را تکمیل می‌کند و شاید بتواند در ترمیم اقتصاد بحران زده ایتالیا هم نقشی داشته باشد.

پی نوشت: منتشر شده در روزنامه اعتماد- سیزدهم دی

/ 3 نظر / 22 بازدید
کاناپه

مرسی ، شهر رم از دیدگاه خاص و تاریک انتونیونی مخصوصا در کسوف هم جالب توجهه و نشانگر نگرش و دوره تاریخی دیگری از تاریخ این شهر هستش . از بین فیلم های یاد شده رم ساخته فلینی رو بیشتر دوست داشتم چون خالصانه حاصل ذهن و ناخودآگاه این شخص با جهان بینی و طنز خاص خودشه

ققنوس

روزگاری همه راه ها به رم ختم می شد